زمانی که صحبت از سرمایهگذاری فعال و منفعل میشود، این میتواند به سرعت به یک بحث داغ تبدیل شود زیرا سرمایهگذاران و مدیران دارایی معمولا یک استراتژی را با جدیت به دیگری ترجیح میدهند.
در حالی که سرمایهگذاری منفعل در بین سرمایهگذاران محبوبیت بیشتری دارد، اما سرمایهگذاری فعال نیز مزایای قابل توجهی دارد.
سرمایهگذاری فعال یا Active Investing همانطور که از نامش مشخص است، رویکردی فعالانه را پیش میگیرد و لازم است که فرد نقش یک مدیر پرتفوی را بر عهده بگیرد.
هدف سرمایهگذاری فعال این است که از نوسانهای کوتاهمدت قیمت بهره بگیرد و از نظر سودآوری بهتر از درآمد متوسط بازار عمل کنید.
این شامل تحلیل بسیار عمیقتر و دانش و مهارت بیشتری برای زمان ورود و خروج از معامله میشود.
یک مدیر پرتفوی معمولا تیمی از تحلیلگران را که به عناصر کمی و کیفی میپردازند، نظارت میکند و در ادامه بر اساس دادهها پیشبینی میکند که در چه زمان و چه موقعیتی قیمت تغییر میکند.
سرمایهگذاری فعال نیاز به اعتماد به نفس کافی دارد تا سرمایهگذار پرتفوی بداند دقیقا در چه زمانی به خرید یا فروش بپردازد.
مدیریت سرمایهگذاری فعال به طور موفقیتآمیز نیازمند این است که بیشتر از مواقعی که اشتباه پیشبینی میکنید، درست پیشبینی کنید.
سرمایهگذاری منفعل (Passive Investing)
اگر شما یک سرمایهگذار منفعل هستید، به طور بلندمدتی به معامله میپردازید. سرمایهگذاران منفعل میزان خرید و فروش در پرتفوی خود را محدود میکنند و هزینهی سرمایهگذاری خود را پایین نگه میدارند.
مثال بارز یک رویکرد منفعل این است که به خرید یک صندوق شاخص که یکی از شاخصهای S&P 500 یا Dow Jones بپردازید.
هر زمان که این شاخصها موارد تشکیلدهندهی خود را تغییر میدهند، صندوق شاخص به طور اتوماتیک آنها را دنبال کرده و به فروش نمادهای که از آن خارج میشود و خرید نمادهای تازهوارد میپردازد.